-منم اون چیزا رو دوست داشتم اما چون اون اول گفت من دیگه نگفتم
-از بس مغروری
آره مغرور! صفتی که این اواخر تمام اطرافیانم تمرکز کردن روش. تمام عکس العمل هامو دارن می برن زیر سوال. بیشتر از 4 ماه پیش بود که یکی از دوستان بهم گفت:"اگه ناراحت نشی میخوام بهت بگم حرفات یکم بوی غرور میده و این خیلی بده"و ادامه داد: "شرط اینکه به همه چیز برسی اینه که خودتو از منیت رها کنی"
چند وقت بعد دوستم داشت از ویژگی های یکی از آشنایانش تعریف می کرد: "خیلی آدم پر و کاملیه، تنها صفت بدش غرورشه."هر کدوم از بچه ها نظری دادند. من با خودم فکر کردم:"یعنی غرور خیلی بده؟!"
دو ماه پیش داشتم با همون دوست قدیمی (نفر اول) صحبت می کردم و به خاطر یه موضوع گفت: "همیشه گفتم، بازم میگم تو مشکلت غرورته….همین باعث میشه از افراد فاصله بگیری و بهشون اعتماد نکنی…."
تو کل این مدت هم چندین بار(هزار بار!!) بهار و رویا (دوستام) بهم گفتند:"مریم اینقدر قد بازی در نیار! آخه دیوونه ی[….] چرا سختش میکنی؟"
توی اردیبهشت پریدخت تو مدرسه یک متن که خودش نوشته بود داد بخونم تا ببینم در مورد چیه(!!) و نظرمو بهش بگم بعد از زنگ خوندنو شروع کردم. خط اول، دوم، سوم، وسطای خط چهارم بودم که…
وای خدای من….!
غرور
در مورد غرور بود و حقیقتا خوب نوشته بود و اینکه تونسته بود به این غول بی شاخ و دم (!) غلبه کنه. اما من با اون جملات بیگانه ام. نمیدونم اون حس "آزاد شدن"که میگه چه شکلیه
دوباره چند روز قبل از امتحانات خرداد پریدخت یه متن دیگه داد بخونم. واااااااااااااااااای! بازم در مورد غرور بود. پریدخت جان!توی دنیا موضوع های دیگه ای هم غیر از این برای نوشتن پیدا میشه.کوتاه بیا!
فکر می کنم تنها مدت راحتیم همون یه ماهه امتحانا بود. چون بعدش باز سیل اعتراض ها شروع شد
آخرینش هم که باعث شد این پست رو بدم چند شب پیش بود که یک اس ام اس برام اومد:
Sefid=aroom
Abi=maghroor
Siyah=mashkook
Soorati=lovely
Sabz=banamak
Arghavani=khoshgel
GhahveE=bahal
Narenji=divoone
Tousi=loos
Man che rangiyam?
اول از اینکه آبی رو مساوی یک صفت (مهم نیست چه صفتی) قرار داده بود دلخور شدم ولی بعد ترغیب شدم که اس ام اس رو به دوستام بفرست. و نتیجش:
ا42.85%از کل افرادی که جواب داده بودند توی رنگ هاشون آبی رو گفته بودند و آبی(مشترکا با سیاه و قهوه ای)با 21.42% بیشترین آرا رو به خودش اختصاص داده بود
البته اگه راستشو بخوام بگم من انتظار مقداری بیشتر از اینو داشتم و کاملا موافقم که مغرورم. اما با اینکه میگید بده، به ضررته و این چیزاش کامل موافق نیستم. گرچه وقتی این مسائل شروع شد غیر از فکر کردن به منفعت هاش به این هم فکر می کنم که چه زیان هایی رو باعث شده. اما یه چیزی هست که از فکر به سود و زیانش قوی تره، اینکه من احساس راحتی دارم با اینکه شاید چون یک عادته. اما قبول کنید ترکش سخته. خیلی سخت