.چهلچراغم اومد
اين آهنگو با اينكه خيلي قديميه دوست دارم. بهم هشدار ميده هر كدوم از اين لحظه ها كه ميگذره ديگه بر نميگرده و بايد زندگي كرد و الآن خوبي داشت و گذشته ي خوبي ساخت. (با اينكه يه سري چيزا خيلي برام كم اهميت شدن اما نمي خوام هر موقع كه به عقب نگاه مي كنم گذشته ي تاريكي ببينم.)ه
It seems the love I’ve known,
has always been the most destructive kind.
I guess that’s why now,
I feel so old before my time."
Yesterday, when I was young,
The taste of life was sweet, as rain upon my tongue,
I teased at life, as if it were a foolish game,
The way the evening breeze may tease a candle flame
The thousand dreams I dreamed, the splendid things I planned,
I always built, alas, on weak and shifting sand,
I lived by night, and shunned the naked light of day,
And only now, I see, how the years ran away
Yesterday, when I was young,
So many happy songs were waiting to be sung,
So many wild pleasures lay in store for me,
And so much pain, my dazzled eyes refused to see
I ran so fast that time, and youth at last ran out,
I never stopped to think, what life, was all about,
And every conversation, I can now recall,
Concerned itself with me, and nothing else at all
Yesterday, the moon was blue,
And every crazy day, brought something new to do,
I used my magic age, as if it were a wand,
And never saw the worst, and the emptiness beyond
The game of love I played, with arrogance and pride,
And every flame I lit, too quickly, quickly died,
The friends I made, all seemed somehow to drift away,
And only I am left, on stage to end the play
There are so many songs in me, that won’t be sung,
I feel the bitter taste, of tears upon my tongue,
The time has come for me to pay,
For yesterday, when I was young
ه
ه داشت یک فیلم هالیوود رو معرفی می کرد که ساختش تازه تموم شده بود. وقتی نگاه کردم دیدم بادبادک باز رو فیلم کردن.PMCامشب
کتاب بادبادک باز توی یک سال اخیر خیلی سروصدا کرده و توی ایران کلی معروف شده اما من فکر نمی کردم محبوبیتش به خارج از آسیا رسیده باشه چه برسه به هالیوود.
طرفداران اون دو تا کودک افغان حالا می تونن ساخته های ذهن خودشون رو با محصول کار فیلمسازان آمریکایی مقایسه کنن.
فیلم در افغانستان فیلمبرداری شده و دو نقش اصلی هم افغانی هستند و نکته ی جالب اینه که فیلم به زبان دری ساخته شده(البته کارگردانش حین صحبت می گفت که قبلا زبان های فارسی و انگلیسی هم جز گزینه هاشون بوده و در انتخاب زبان تردید داشتند). دیگر اینکه خالد حسینی،نویسنده کتاب، هم در آنجا حضور داشت و از صحبت هاش می شد فهمید که از ساخت فیلم و روندش راضی بوده.
پشت صحنه های فیلم رو که نشون می داد یک چهره ی آشنا دیدم!یک بازیگر ایرانی:) همایون ارشاد هم توی این فیلم بازی می کنه و عوامل فیلم توی این مستند خیلی ازش تعریف میکردند.
در کل با توجه به تیکه های از فیلم که نشون داده شد به نظر می رسید که فیلم بدی نباشه اما امیدوارم بعدا که کل کار رو دیدیم نگیم یه اثر ادبی در نسخه ی فیلمیش خراب شده.
